تبليغاتX
حدیث آرزومندی!

حدیث آرزومندی!

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی.... خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

قول دادم

به صداقت نگاهش... به وسعت دلش... به محبت دستاش قول دادم که براش بمونم...

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 10:57 توسط سما|