دیوار دلش نم زده!
پارسال هم توی سرمای زمستون وقتی تمام اشکش رو توی دلش
ریخت، دلش تَرَک برداشت!
وقتی توی تنهایی هات، نقاب آدما باعث میشه توی خودت فرو بری! سرگردون یه
جایی برای تنهایی میشی! اینقدر
به خودت خیره میشی که بی اختیار خودتو جا میذاری
و رد میشی! وقتی برمیگردی که دیگه نیستی! یه رنگیات میون
هزار رنگیای دنیا گم شده و دلتنگیات
روی دیواره دلت تَرَک انداخته!
مطمئنم گوشه یه باور کز کردی تا خودت سراغی از خودت بگیری
و خودت رو به خودت برگردونی! خودی دور از نقاب دیگری!
حالا میتونی به همه آئینه ها خبر بدی که: من برگشتم!






